عطا ملك جوينى

183

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

گشتند ، شابور « 1 » كه وزير عاضد بود 56 و حلّ و عقد مملكت مصر در دست او چون لشكر فرنگ بمحاصرهء قاهره مشغول گشتند و خليفه و وزير و تمامت اهالى مصر و قاهره نوميد شدند شابور « 2 » با سرور ايشان بهزارهزار « 3 » f . 159 b دينار مصرى مصالحه كرد بعضى مؤجّل و بعضى نقد تا ايشان از محاصرهء قاهره برخاستند و هم در ديار مصر بر انتظار استيفاى تتمّهء « 4 » مال مواضعه مقام كردند ، و در آن‌وقت نور الدّين محمود بن زنگى بن « 5 » اقسنقر « 6 » صاحب شام بود عاضد و وزير و اهل مصر به دو از استيلاى فرنگ استغاثت « 7 » كردند و بمدد و معاضدت او استعانت « 8 » جستند بحدّى كه

--> ( 1 ) كذا فى د ز ح ، آ اينجا : سابور ، ولى بعدها اغلب : شابور ، ج اينجا جمله را ندارد ولى بعدها همه‌جا : شابور ، جامع التّواريخ a 62 ببعد همه‌جا : شاوور ( با دو واو ) ، - نام اين شخص در جميع كتب مورّخين عرب بلااستثنا « شاور » با شين معجمه و يك واو مسطور است ولى چون درين كتاب همه‌جا و در جميع نسخ بدون استثنا شابور ( يا سابور ) نوشته شده معلوم مىشود اينطور نوشتن اين كلمه ناشى از غلط نسّاخ نيست بلكه خود مصنّف آن را شابور مىپنداشته و مىخوانده است ، و اينكه در جامع التّواريخ كه درين فصول اغلب متابعت جهانگشا را نموده اين كلمه همه‌جا « شاوور » با دو واو مسطور است نيز مؤيّد اين فقره است ، و واضح است كه ما همه‌جا املاى اصلى مصنّف را محفوظ داشتيم ، رجوع كنيد براى تفصيل اين مسئله بحواشى آخر كتاب ، ( 2 ) كذا فى اربع نسخ ، آ : سابور ، ( 3 ) كذا فى ج ز ح بتكرار هزار ، و همين صواب است لا غير ، آ د : بهزار ( بدون تكرار هزار ) ، - « و صانع شاور الفرنج على الف الف دينار » ( ابو الفدا در حوادث سنهء 564 ج 3 : 45 ) ، « فارسل [ شاور ] الى ملك الفرنج يشير بالصّلح و اخذ مال فاجابه الى ذلك على ان يعطوه الف الف دينار مصريّة يعجّل البعض و يمهل بالبعض » ( ابن الأثير در حوادث همان سال ، ج 11 : 151 ) ، ( 4 ) كذا فى د ز ، ج : نيمه ، آ : نيمه ؟ ؟ ؟ ، ح : تمامت ، - چون شاور ازين مبلغ هزار هزار دينار فقط صد هزار دينار نقدا بعساكر فرنگ پرداخت پس « نيمه » بلاشك غلط است ( رجوع بابن الأثير و غيره ) ، ( 5 ) د ح « بن » را ندارند ، ( 6 ) كذا فى ح ، ج در حاشيه بخطّى ديگر : آق‌سنقر ، در متن : اشعر ، ز : اقسقر ، آ : اشقر ، د ندارد ، ( 7 ) كذا فى ج ، آ : استعاثت ، ز : استعانت ، د ح : استعانت ، ( 8 ) آ : استعانت ،